أبو الحسن الشعراني

29

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

روحانيان است و عدّ و حصر ايشان به غير خدا كسى نمىداند . [ و باز روايتى نقل مىكند كه ] مراد از هجده هزار عالم ، هجده هزار فرشته‌اند كه با هر يكى ديگر از آنها چندان فرشتگان باشند كه عدد ايشان غير از خداى كسى ديگر نداند . علّامه شعرانى : بايد دانست كه ما در جهان مادّى - كه آن را دنيا گوييم - از تفاصيل عالم روحانى بىخبريم ، مگر آنكه روح ما اصلا از آن عالم است و وجودى است غيرجسمانى ؛ صفاتى دارد كه موجودات اين جهان ندارند ، مانند علم و لذّت و الم ، و در حقيقت انموذجى است از عالم روحانى و مانند نمى است از دريايى و شعاعى است از دريچهء تافته و چون جان ما با آن عالم رابطه دارد ، در خواب از غيب مطّلع مىگردد و عقل سليم از اين درمىيابد كه غير از عالم جسمانى عالم ديگر است دانا و باخبر از آينده و گذشته و حكما عالم جسمانى را به زمين و آسمان تقسيم كردند ، اما آسمان‌ها را نهايتى نيست و حدّى نه . و نيز عالم روحانى را به نفس و عقل تقسيم كردند اجمالا . و حقّ آن است كه مراتب عقل نامحصور است و از آن به هجده هزار تعبير شده است و از هر مرتبه به ملكى و فرشتگانى و همه را سعاداتى است و لذّاتى و وظايفى . « فسبحان من لا يحيط بملكه إلّا هو » و علّت هجده هزار بر ما معلوم نيست . « 1 » صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ . « 2 » مؤلف : « الّذين » اگرچه معرفه است و « غير » نكره است براى آن‌كه نه معرفه است مستقل بنفسه في التعريف و محتاج است به صفت ، چنان‌كه اسم نكره كه به صفت بعضى تعريف و تخصيص در او شود . علّامه شعرانى : يعنى كلمه « الّذين » اگرچه معرفه است ، اما تعريف او مانند اعلام به نفس لفظ نيست ، بلكه به واسطه صله است ، پس شبيه به نكره است كه به واسطهء

--> ( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 43 . ( 2 ) . حمد ( 1 ) آيهء 7 .